تبليغاتX
عشق
عشق یعنی خدا

براي ديدن ادامه عكسها و دانلود روي اين عكس كليك كنيد
 

 آداب و رسوم زيباي اقوام ايراني براي ازدواج

اداب و رسوم ایرانی همیشه جالب و قابل توجه تمام فرهنگ دوستان دنیا بوده است.
 حفظ رسومات نسل به نسل تا کنون انجام شده در اینجا با تعدادی از انها اشنا میشویم




معمولا عروسی مراسمی است که به عنوان اعلان شروع زندگی رسمی دو نفر برگزار می‌شود. به خصوص در دوران قدیم که اجرای دقیق و موبه موی این رسوم اهمیت زیادی داشت از آن جهت که ثبت رسمی ازدواج به شکل امروزی صورت نمی‌گرفت.
در ایران برای اینکه ازدواج دختر و پسری به رسمیت شمرده و مشروع شود، در زمان فراغت از کار، جشنی برای ازدواج برپا می‌شد و قوم و قبیله دعوت می‌شدند. این مراسم به این منظور انجام می‌گرفت که در آینده اگر اتفاقی برای مرد خانواده می‌افتاد و منجر به فوت او می‌شد، قبیله شهادت به ازدواج آنها داده و فرزند این ازدواج مشروع شمرده و وارث متوفی محسوب شود.


مراسم عقد و عروسی ایرانی معمولا شامل خواستگاری، نامزدی و شیرینی‌خوران، تهیه جهیزیه و انجام خرید عروسی، جهازبران، پهن کردن سفره عقد و سائیدن کله‌قند، خواندن خطبه عقد، حنابندان، جشن عقد و عروسی، مراسم پاتختی و مادر زن سلام، پاگشا می‌شود البته نباید رسومات نسل جدیدتر را مثل تهیه کیک عروسی، فیلمبرداری، تزئین ماشین عروس و رفتن به ماه عسل نادیده گرفت.

http://www.kocholo.org/img/images/5i0qfkkhtzlxefbfow9l.jpg

مردم بلوچ در مراسم عروسی آداب و سنن خاص خود را دارند آنها داماد را سوار برمرکب شتر کرده و پسر بچه‌ای را جلو داماد سوار بر شتر می‌نشانند سپس با سردادن ترانه‌های شادی به اسم هالی داماد را به طرف می برند. در مراسم همه ایل شرکت می‌کنند و خود را در شادی و سرور سهیم می‌دانند. در این هنگام توشمال‌ها شروع به نواختن آهنگ‌های محلی می‌کنند و مجلس شور و حال دیگر به خود می‌گیرد.



یکی از کارهای عروسی در بختیاری فراهم آوردن «سوخت» برای تهیهٔ غذای عروسی است. چند روز مانده به عروسی عده‌ای از جوانان با چارپایانی برای تهیهٔ هیزم به کوه و صحرا می‌روند. معمولاً همهٔ جوانان داوطلب چنین کاری هستند، زیرا می‌دانند که برای عروسی خودشان متقابلاً جوانان دیگر این زحمت را متحمل می‌شوند. معمولاً به جز آوردن هیزم، دوغ، کره، ماست و کشک هم از گله‌داران دریافت و برای داماد می‌آورند


در میان اقوام لر، معمولا رسم بر این است که زنان فامیل دختری را برای پسر انتخاب می‌کنند و چندین بار به خانه دختر رفت و آمد می‌کنند تا حرکات و رفتار او را در برخورد با مهمان و خانواده اش مورد ارزیابی قرار دهند پس از آن نوبت به آمد و شد ریش سفیدان است. یکی از آداب ویژه مردم لر که در آیین‌های عروسی مردم این دیار رایج است رقص و پایکوبی به همراه بازیهای سنتی و محلی است. ساز و سماع، کمانچه و تنبک از آلات موسیقی است که در آیین عروسی لرها از آن استفاده می‌شود.


در عروسی مردم گیلان به ویژه در مناطق روستایی پیوند دو خانواده با یاری و همکاریدر کار و زندگی آغاز می‌شود. پسران در شالیکاری، دروی شالی، کلش ریختن بام خانه‌ها، درودی گندم وسایر کارهای کشاورزی و باغداری، دامداری، نوغان داری و غیره که بر عهده مردان است به کمک پدر نامزد خود به اصطلاح به یاوری می‌روند و زنان نیز در پخت و پز کمک می‌کنند.


شیرازی‌ها خانه داماد و عروس را برای مراسم عروسی آذین بندی می‌کنند و گلدان‌های سفالی که معمولا دارای گل شمعدانی است دور حوض می گذارند. کف حیاط فرش می‌گسترند بعد از حضور همه مدعوین و گرم شدن مجلس به دنبال عروس می روند آنها با بهارنارنج و اسپند به استقبال عروس می روند.


در عروسی کردها آوای سرنا و دهل نسیم دل انگیزی است که در پهند‌شت دل کردها وزیدن می‌گیرد. آوای سرنا و دهل با تپش قلبها همراه می‌شود. زنان با لباس‌های رنگارنگ که به بهار و خزان می مانند حضور دارند. دختران نوعروس معمولا روپوش قرمزرنگی بر سر و صورت می‌افکنند تا قابل شناسایی برای جوانان مجرد باشند، و جوانان مجرد شاید از میان دخترانی که روسری سفید رنگ دارند عشق خود را بیابند.



 

در عروسی ترک‌ها ابتدا با چایی از آنها پذیرایی می‌شود و بعد کسی که مسئول جمع آوری هدایا است با کاسه‌ای نقل و شکلات وارد می‌شود میهمان‌ها هر کدام مقداری از محتویات کاسه را بر می‌دارند و بعد هر کدام هدایای نقدی خود را که به گویش محلی (تویانه ) گفته می شود بدست او می‌دهند ونام خود را در گوش جمع آوری کننده هدایا می‌گویند واو نیز مبلغ و نام صاحب هدیه را به شخص دیگری که مسئول ثبت و نگهداری هدایا است می گوید تا آنرا در لیست خود منظور نماید.


آیین این جشن‌ها در طول تاریخ سینه به سینه به نسل های بعد منتقل شد و به صورت امروزی به ما رسید. البته بماند که در آن زمان کمتر کسی پیدا می‌شد که از شام و نحوه پذیرایی میزبان ایراد بگیرد و تا صبح خیابان‌ها را بند بیاورد و سر مردم را ببرد. یا اینکه برخی عروس خانم‌ سر میزان مهریه هی چانه بزند و هی آن را بالا ببرد و داماد هم چشمش دنبال جهیزیه بهتر باشد. همه چیز ساده برگزار می‌شد. ساده اما صمیمی و با مشارکت!



آداب رسوم اقوام ايراني ازدواج
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 1:17  توسط علیرضا  | 

 

 

کریسمَس یا نوئل نام جشنی است در آیین مسیحیت

که به منظور گرامی‌داشت زادروز مسیح برگزار می‌شود.

 بسیاری از اعضای کلیسای کاتولیک روم و پیروان آیین پروتستان،

کریسمس را در روز ۲۵ دسامبر جشن گرفته

و بسیاری آنرا در شامگاه ۲۴ دسامبر نیز برگزار می‌کنند.

اعضای بیشتر کلیساهای ارتودوکس در سراسر دنیا نیز

 روز بیست و پنجم دسامبر را به عنوان عید میلاد جشن می‌گیرند.

برخی از مسیحیان ارتودوکس در روسیه، اوکراین،

سرزمین مقدس (ناحیه تاریخی فلسطین) و دیگر مکانها،

به سبب پیروی از گاهشماری یولیانی،

جشن کریسمس را در روز ۷ ژانویه برپا می‌دارند.

اعضای کلیسای ارامنه طبق سنت منحصر به فردی،

روز میلاد و همچنین روز غسل تعمید مسیح را همزمان در روز ششم ژانویه جشن می‌گیرند.

ایام دوازده روزه کریسمس با سالروز میلاد مسیح در ۲۵ دسامبر آغاز گشته

و تا جشن خاج‌شویان در روز ۶ ژانویه ادامه می‌یابد.

هرچند مهم‌ترین عید مذهبی در گاهشمار مسیحی،

روز عید پاک ( به عنوان روز مصلوب شدن و رستاخیز عیسی) است،

مردم بسیاری به‌خصوص در کشورهای ایالات متحده و کانادا،

کریسمس را مهم‌ترین رویداد سالانه مسیحی محسوب می‌دارند.

با وجودی که این روز، یک عید مذهبی شناخته می‌شود،

از اوایل سده بیستم میلادی به بعد به طور گسترده

به عنوان یک جشن غیر مذهبی برگزار شده

و برای بیشتر مردم، این ایام فرصتی است

 برای دور هم جمع شدن اقوام و دوستان و هدیه دادن به هم.

کریسمس با آیین‌های ویژه‌ای به‌طور مثال

آراستن یک درخت کاج، برگزار شده و

شخصیتی خیالی به نام بابانوئل در آن نقشی مهم دارد.

 

ریشه لغوی کریسمس

واژه کریسمس (به انگلیسی: Christmas)،

 به معنای «مراسم عشای ربانی (مَس) در روز مسیح»

در حدود سال ۱۰۵۰ میلادی به صورت واژه

Christes maesse در انگلیسی قدیم به معنی «جشن مسیح»،

وارد زبان انگلیسی گردید و محققان معتقدند،

گونه کوتاه‌تر آن یعنی Xmas شاید در قرن سیزدهم برای نخستین بار به کار رفته باشد.

واژه قدیمیتر «یول» (Yule) احتمالاً از واژه آلمانی jōl

یا انگلوساکسونی geōl که به جشن انقلاب زمستانی اشاره دارد، مشتق شده‌است.

واژه‌های متناظر در دیگر زبانها چون،

نَویداد (Navidad) در اسپانیایی،

ناتاله (Natale) در ایتالیایی

و نوئل (Noël) در فرانسوی،

همگی معنای «میلاد» را تداعی می‌کنند

و واژه آلمانی «وایناختِن» (Weihnachten)، به معنی «شب تقدیس‌شده» می‌باشد.

 

ریشه تاریخی کریسمس

جامعه مسیحیت اولیه، میان تاریخ واقعی میلاد عیسی مسیح

و مراسم مذهبی بزرگداشت این واقعه، فرق مینهاد.

در دو قرن نخست پیدایش آیین مسیحیت،

بازشناسی تاریخ زادروز شهدای مسیحی و به پیروی از آن، عیسی،

با مخالفتهای بسیاری در بین پیروان این آیین روبرو شد.

عده بسیاری از پدران کلیسا،

نظرات نیشدار و کنایه‌آمیزی در خصوص برپایی جشن تولد افراد در ادیان پاگانیسم (آیینهای دگرکیشی یا چندخدایی) داشتند

و در واقع از دید کلیسا، این روزِ جانسپاری قدیسان و شهدا بود

که میبایست به عنوان روز واقعی به دنیا آمدن آنان، گرامی داشته شود.

منشا دقیق انتخاب روز ۲۵ ماه دسامبر به عنوان میلاد عیسی مسیح

در پرده ای از ابهام قرار دارد

و تاریخدانان در مورد آنکه مسیحیان از چه زمانی شروع به برپاداشتن جشن میلاد مسیح نمودند، راسخ نیستند.

گرچه اناجیل چهارگانه در عهد جدید، تولد عیسی را با جزئیات شرح می‌دهند،

ولی هیچ تاریخی در آنها ذکر نشده است.

 روز 25 دسامبر، برای نخستین بار در سال ۲۲۱ پس از میلاد،

در نوشته‌های سکستوس ژولیوس افریکانوس (اولین تاریخنگار مسیحی)

به عنوان روز تولد مسیح، انعکاس یافته و بعدها به طور فراگیر در عالم مسیحیت پذیرفته شده است.

اما بیشتر محققان معتقدند

که این روز در امپراتوری روم جایگزینی برای جشن

 «روز تولد خورشید شکست ناپذیر» (dies solis invicti nati)

که در هنگامه انقلاب زمستانی به عنوان نماد نوزایی خورشید،

به دور افکندن زمستان و ندای تولد دوباره بهار و تابستان برگزار میشد،

رایج گردید و در واقع کریسمس، صورت «مسیحی شده» این جشن است.

پیش از پذیرفتن آیین مسیحیت به عنوان دین رسمی روم

در قرن چهارم میلادی، رومیان هر ساله در روز ۱۷ دسامبر

در جشنی به نام ساتورنالیا به سیاره کیوان (ساتورن)، ایزد باستانی زراعت، احترام می‌نهادند.

این جشن تا هفت روز ادامه میافت

و انقلاب زمستانی را که طبق گاهشماری یولیانی باستان حدوداً در ۲۵ دسامبر واقع می‌شد، شامل می‌گردید.

هنگام عید ساتورنالیا،

رومی‌ها اقدام به برپاداشتن جشن و سرور،

به تعویق انداختن کسب و کار و منازعات، هدیه دادن به همدیگر و آزادکردن موقتی برده‌ها می‌نمودند.

همچنین آیین رازآمیز میترائیسم،

بر پایه پرستش ایزد باستان ایران زمین، میترا،

در سرزمینهای تحت فرمانروایی روم باستان اشاعه زیادی یافته بود

و بسیاری از رومیان،

رویداد بلندتر شدن روزها به دنبال انقلاب زمستانی را

با شرکت کردن در مراسمی به منظور بزرگداشت زادروز میترا، در ۲۵ دسامبر جشن می‌گرفتند.

این جشنها و سایر مناسک تا اول ژانویه ادامه میافت

که رومیان این روز را نخستین روز ماه و سال جدید می‌دانستند.

کلیسای کاتولیک روم روز ۲۵ دسامبر را به عنوان زادروز مسیح برگزید

تا به مراسم پاگانیسم در آن زمان معنا و مفهوم مسیحی بخشد.

برای نمونه، کلیسا جشن زادروز میترا خدای نور و روشنایی را

با جشن بزرگداشت زادروز عیسی که عهد جدید او را نور و روشنی جهان می‌نامد، جایگزین نمود.

کلیسای کاتولیک با این امید که پیروان آیین میترا را به آیین مسیحیت وارد کند،

به انها اجازه داد تا به عنوان بزرگداشت زادروز مسیح

به برگزاری جشن و سرور خود در تاریخ معین شده پیشین ادامه دهند.

 

بابانوئل

شخصیتی که امروزه به شکل پیرمردی مهربان و چاق است

و با لباس سرخ رنگ و ریشی سفید و بلند،

در هنگامه کریسمس در میان برگزار کنندگان این جشن ظاهر می‌گردد

بابا نوئل به چندین اسم شناخته می‌شود.

بابانوئل (Papa noel)،

سانتا کلوز (Santa claus)

و سنت نیکولا (Saint Nicola)

از معروفترین این اسامی اند.

 

درخت کریسمس

رسم بسیاری از مسیحیان است

که درختی را برای روز کریسمس (جشن زادروز عیسی مسیح) تهیه و آن را در خانه قرار دهند.

درخت کریسمس معمولاً از درختان دارای برگهای سوزنی بویژه کاج تهیه می‌شود

و می‌تواند در اندازه‌های مختلف باشد.

خانواده‌های مسیحی با تزئین درخت کریسمس،

سعی در شاداب کردن محیط خانه دارند.

سابقه تزئین درخت کریسمس به قرن شانزدهم میلادی برمی گردد.

آلمانی‌ها نخستین کسانی بودند که سنت تهیه و تزئین درخت کریسمس را بنیان نهادند.

پرنس آلبرت، همسر ملکه ویکتوریا

در سال ۱۸۴۱ میلادی درخت کریسمسی را به کاخ ویندسور آورد

و به این ترتیب موجب محبوبیت بیشتر آن شد

+ نوشته شده در  جمعه دهم دی 1389ساعت 23:30  توسط علیرضا  | 

 

چوپاني گله را به صحرا برد به درخت گردوي تنومندي رسيد. 
از آن بالا رفت و به چيدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختي در گرفت، 
خواست فرود آيد، ترسيد. باد شاخه اي را كه چوپان روي آن بود به اين طرف و آن طرف مي برد. 
ديد نزديك است كه بيفتد و دست و پايش بشكند. 
در حال مستاصل شد... 
از دور بقعه امامزاده اي را ديد و گفت: 
اي امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پايين بيايم. 
قدري باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوي تري دست زد و جاي پايي پيدا كرده و خود را محكم گرفت. 
گفت: 
اي امام زاده خدا راضي نمي شود كه زن و بچه من بيچاره از تنگي و خواري بميرند و تو همه گله را صاحب شوي. 
نصف گله را به تو مي دهم و نصفي هم براي خودم... 
قدري پايين تر آمد. 
وقتي كه نزديك تنه درخت رسيد گفت: 
اي امام زاده نصف گله را چطور نگهداري مي كني؟ 
آنهار ا خودم نگهداري مي كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو مي د
م

وقتي كمي پايين تر آمد گفت: 
بالاخره چوپان هم كه بي مزد نمي شود كشكش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد. 
وقتي باقي تنه را سُرخورد و پايش به زمين رسيد نگاهي به گنبد امامزاده انداخت و گفت: 
مرد حسابي چه كشكي چه پشمي؟ 
ما از هول خودمان يك غلطي كرديم 
غلط زيادي كه جريمه ندارد.

 

احمد شاملو

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آذر 1389ساعت 23:9  توسط علیرضا  | 

 
Iran Eshgh Group !

 

شقایق گفت :با خنده نه تبدارم ، نه بیمارم
گر سرخم ،چنان آتش حدیث دیگری دارم
گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی
نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی

 
  Iran Eshgh Group !

 

 یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود
و صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه
ومن بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت
ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته

Iran Eshgh Group !

 

 و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود
ز آنچه زیر لب می گفت: شنیدم سخت شیدا بود
نمی دانم چه بیماری به جان دلبرش
افتاده بود- اما طبیبان گفته بودندش

 

Iran Eshgh Group !

 

 اگر یک شاخه گل آرد ازآن نوعی که من بودم
بگیرند ریشه اش را و بسوزانند
شود مرهم برای دلبرش آندم شفا یابد
چنانچه با خودش می گفت بسی کوه و بیابان را

Iran Eshgh Group !

 

 بسی صحرای سوزان را به دنبال گلش بوده
و یک دم هم نیاسوده، که افتاد چشم او ناگه به روی من
بدون لحظه ای تردید شتابان شد به سوی من

Iran Eshgh Group !

 

 به آسانی مرا با ریشه از خاکم جداکرد و
به ره افتاد و او می رفت و من در دست او بودم
و او هرلحظه سر را رو به بالاها
تشکر می کرد پس از چندی

 

 

Iran Eshgh Group !

 

هوا چون کوره آتش زمین می سوخت
و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت
به لب هایی که تاول داشت گفت:اما چه باید کرد؟

 

Iran Eshgh Group !

 

 

 در این صحرا که آبی نیست
به جانم هیچ تابی نیست
اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من
برای دلبرم هرگز دوایی نیست

 

 

 واز این گل که جایی نیست ؛ خودش هم تشنه بود اما
نمی فهمید حالش را چنان می رفت و
من در دست او بودم وحالا من تمام هست او بودم

 

 

Iran Eshgh Group !

 

 دلم می سوخت اما راه پایان کو ؟
نه حتی آب، نسیمی در بیابان کو ؟

 

 

Iran Eshgh Group !

 

 و دیگر داشت در دستش تمام جان من می سوخت
که ناگه روی زانوهای خود خم شد دگر از صبر اوکم شد
دلش لبریز ماتم شد کمی اندیشه کرد- آنگه

 

Iran Eshgh Group !

 

 مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت
نشست و سینه را با سنگ خارایی
زهم بشکافت زهم بشکافت

 

Iran Eshgh Group !

 

 اما ! آه صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد
زمین و آسمان را پشت و رو می کرد
و هر چیزی که هرجا بود با غم رو به رو می کرد

 

Iran Eshgh Group !

 

 نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب، خونش را
به من می داد و بر لب های او فریاد
بمان ای گل که تو تاج سرم هستی
دوای دلبرم هستی بمان ای گل

 

Iran Eshgh Group !

 

ومن ماندم نشان عشق و شیدایی
و با این رنگ و زیبایی
و نام من شقایق شد
گل همیشه عاشق شد

 

Iran Eshgh Group !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 22:41  توسط علیرضا  | 

 

اسکناس هر کشوری سمبلی از سرمایه و فرهنگ آن کشور محسوب می شود. در نتیجه ترکیب فرهنگ و اقتصاد برخی کشورها  بر روی اسکناس ها و پول رایجشان نقش بسته است.
طرح زیبای برخی اسکناس ها در کشور های جهان، به نمادی از فرهنگ آن کشور ها نیز مبدل شده است. در این جا با بعضی از این اسکناس ها آشنا می شویم.


جزایر فارو


نماد برج سلطان ، خرچنگی است که به پهلو حرکت می کند. این نماد بر روی اسکناس جزیره فارو طراحی شده است.جزیره فارو در میان اقیانوس منجمد شمالی و نروژ واقع شده است و مردمان خونگرمی دارد. واحد پول این کشور کرون است.


جزیره ایسلند


با هدف نشان دادن فرهنگ قدیمی ایسلند، عکس خانم بنام این کشور با کلاهی متعلق به پوشش قدیمی ایسلند بر روی اسکناس نقش بسته است. نام این شخص ، خانم ران هیور جان دوتیر است. او در سال های 1646- 1715 زندگی کرده است و همسر دو شخصیت موفق در تاریخ ایسلند است. علاوه بر آن وی خیاط بسیار متبحری بوده است  و شاگردانی را در جهت زنده نگه داشتن فرهنگ پوششی این اقلیم تربیت کرده است.واحد پول این کشور کرون است.

 


هنگ کنگ


اسکناس هنگ کنگ یکی از معدود اسکناس هایی درجهان به شمار می رود که به این زیبایی طرح جغرافیایی این اقلیم بر روی آن حک شده است. طراحی آن اشاره زیبایی به زندگی همیشه بیدار اهالی هنگ کنگ نیز دارد. همچنین وقایع تاریخی این سرزمین به نوعی بر روی اسکناس رایج این کشور روایت شده است. واحد پول هنگ کنگ دلار هنگ کنگ است.

 

نیوزلند

تصویری که بر روی اسکناس 5 دلاری نیوزلند طراحی شده است متعلق به ادموند هیلاری است که بیشترین زمان عمر خود را به سیر در دنیا و جهانگردی گذارنده است. او در سن 33  سالگی و به سال 1953 اولین کسی بود که بر فراز قله اورست ایستاد. طرح حک شده بر روی اسکناس، هنر نقاشی است که به زیبایی با جزئیات عکس هیلاری را بر روی آن به تصویر کشیده است به گونه ای که چروک های پیشانی و دور چشم او، لبخند و صورت آفتاب سوخته اش همه حاکی از چهره واقعی این فرد است.از دیگر افتخارات این شخص سفر موفق وی در سال 1958 به قاره جنوبگان (Antarctica) است که در پیرامون قطب جنوب واقع شده است. همچنان او در سال 1977 موفق به صعود کوه هیمالیا به سمت چشمه رود گنگ شد. جالب است بداند که ابتدا وی زنبور دار بوده است. واحد پول نیوزلند ،دلار نیوزلند است.

 

مجمع جزایر کومور


مجمع جزایر کومور در سواحل شرقی قاره آفریقا و در شمال ماداگاسکار قرار گرفته است. پیش از به استقلال رسیدن این کشور در سال 1957، به مدت 130 سال کومور مستعمره فرانسه بوده است.طرح این اسکناس نمادی از صلح و آرزوهای دور دست را در خود جای داده است که گویی ریشه در تاریخ این کشور و آرزوی مردم آن برای رسیدن به استقلال و آزادی و آرامش دارد. واحد پول کومور، فرانک کومور است.

 

سوئیس


سوئیس یکی از زیبا ترین کشور های دنیا محسوب می شود.در پشت اسکناس 100 فرانکی این کشور زیبا طرح هنری، پیکره آلبرت گیاکومتی نقش بسته است. این اثر هنری که به سال های 1901-1966 ساخته شده است همراه با نماد امضای این هنرمند هم اکنون بر روی پول رایج این کشور که فرانک باشد خودنمایی می کند.

 

سائو تام


سائو تام کشوری از خلیج گینه است که طرح زیبای پرندگان و طبیعت آن منطقه را بر روی اسکناس هایش حک کرده است. ساکنان این منطقه معتقدند که کشورشان گوشه ای از بهشت خداوند بر روی زمین است و این اعتقاد با سواحل باشکوه و زندگی حیات وحش زیبای آن باور کردنی است. واحد پول این کشور دوبرا است.

 

مالدیو


مالدیو واقع در اقیانوس هند و از مجموع 1300 جزیره ای است که در این اقیانوس قرار دارند و در 500 مایل جنوب غرب هند قرار دارد. ماهی گیری و جمع آوری نارگیل که تنها راه در آمد در این کشور است، با طرحی زیبا  بر اسکناس این کشور فقیر طراحی شده است. مالدیو در میان فقیرترین کشورهای جهان جای دارد. همچنین صدف های زیبا که در حاشیه این اسکناس حک شده است استعاره ای است بر اولین منبع درآمدی از طریق این صدف ها که اولین و بهترین منابع را به واسطه آن دارند. واحد پول مالدیو رافیا است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت 15:47  توسط علیرضا  | 

 

به گزارش خبرنگار بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، پیكر رییس و 8 هنرمند انجمن موسیقی شهرستان بافق استان یزد، 15 مهرماه در گلزار شهدای گمنام این شهرستان به خاك سپرده شدند. براساس این گزارش، خودروی حامل سیزده تن از اعضای موسیقی بافق كه برای اجرای برنامه عازم شهر کزمان بودند، 14 مهر ماه در میانه راه با یك دستگاه تریلر تصادف كرد كه در این حادثه رییس انجمن و هشت تن دیگر از هنرمندان جان باختند. در پی این سانحه، استاندار یزد طی پیام تسلیتی، سه روز عزای عمومی در شهرستان بافق اعلام كرد.

 

چه روزی بود

مادر وپدرهایی  که دنبال جنازه پسراشون راه می رفتند ولی باورنداشتند

 بچه هایی که درسن خردسالی پدرازدست داده بودند ولی بی خبرازاتفاقی که افتاده

مردم غم زده ای  که بازعزادارشده بودند

یادخطبه ای ازنهج البلاغه افتادم که میگه:

مردم شمارابه یادآوری مرگ سفارش می کنم ،ازمرگ کمترغفلت کنید،چگونه مرگ رافراموش می کنیددرحالی که اوشمارافراموش نمی کند ؟ وچگونه طمع می ورزیددرحالی که به شمامهلت نمی دهد؟ مرگ گذشتگان برای عبرت شماکافی است .(خطبه 188 نهج البلاغه)

 

محمدحسن تفکری (رئیس انجمن موسیقی بافق)یکی ازاون  9  تاجوان هنرمندی بودکه امروزبه خاک سپرده شد خدارحمتش کنه خیلی مردخوبی بود خدابه خانوادش صبربده

 

مرحوم محمدحسن تفکری بافقی

روحشان شاد و یادشان گرامی

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 15:5  توسط علیرضا  | 

 

پرنده های قفسی

 
سلام خانوم! خوبین؟ سلامت هستین؟          با روزگـــــارتــون چـــی؟ راحت هستین؟

خیلـــی ببخشیـد، یه ســـؤالی داشتم:          یه دوستی من همین حــــوالی داشتم

روی همیـــــن نیمکتــــه بــــــود گمونم          ندیدیــنش؟ منتظـــــــرش مـــــی مونم

***

راستی محل زندگی تون کجاست؟          آخـــه قیافتون بــــرام آشـــــِناست

شایدهم ایـــــنجا من شــما رو دیدم          توی همیـن پــــارک آخه می دویدم

زیـــــاد میــــام ایــــنجا بــرای نرمش          تو زنــــدگی خیلــــی مهمــه ورزش

-آهـــــان! میگم، چــهره تون آشنایه          خــــونه ی مــــا کنــــار سینمــــایه

- آره آره، دیدمــــــتون همـــــون جا          رد مـــــی شدم پارسالا من از اون جا

عـــــجب تفـــاهم قشنگ و خوبی          چه آسمونی، به! عجــــب غروبی

اسم شما چی بود خانم؟ - ثریا          - چه اســـم زیبایی، شبیه رویا

***

یه روز دیگه همونجا هم رو دیدن          یه ساعتی با همدیـگه خندیدن:

- سلام خانوم، بازم شما دوباره!          عـــــــجب هوا خوبه، مث بهاره

جالبه! هی همدیگه رو می بینیم          اینجــــا کنار همدیگه می شینیم

تــــصادفی نمیشـــه این دیدنـــا          با همدیــــگه گــفتن و خندیدنـــا

- راستی شما انگاری دانشجویین          آخــه منم کنکوری ام؛ می دونین؟

- دانشجو ام، الآن دو ماهی میشه          - چه خوب دیگه بهتر از این نمیشه

تو درســـای مـــن کمکم می کنید؟          فشـــار این درســـارو کم می کنید؟

- حتــــمن ِ حتمــــاً بــــاهــــاتم تا آخــــر          - چه رشته ای درس می خونی غضنفر؟

رشـــــته ی قورباغــــه شناســـی میرم          رشـــــته ی خوبیــــــه بــراش می میرم

***
بــــرای بــــار هشـــتم اون دور و بــر          قـــــراری داشـــت ثریـــا بـــا غضنفر

- ســــلام، خـــــوبی ثریا ی ناز من          نــــــوای آســـــــمونی ِســــاز من

- دوسِت دارم، خوشگل و دلدار من          - قربــــون تو، عــــزیز مــن، یـار من

فالگیره گفته من با تو یار میشم           تـــــا آخر زندگی غمخوار میشم

- ای که به تو بسته ی سرنوشتم          شـــــعر قشنگی واسه تو نوشتم:

خوشکل من، ناز نازی، ایول بابا
تو نازی مثل غازی، ایول بابا
دیشب مث هر شب ثریا اومدی به خوابم
خوشگلا باید برقصن، گیتار مهتاب نمیای نمیای
تک و تنها توی این اتاق بی تو هستم
ثریا، بهت میگم دوست دارم
 بیا اینجا به من بگو آره، آره بهاره
زندگی با تو خیلی خوبه
یا تو، یا هیچکسه دیگه
ثریا رنگ عشقه، راستش و بگو کجا رفته بودی
دم خونتون دیشب اومدم نبودی
بیا بریم عروسی کنیم وگرنه می میرم
تو عشق منی ،تو  مال منی گوگولی
خوشگل بلا، چقدر تو ناز خوبی
پوتین برای سربازان جدید
و دیگر هیچ

***

بـــــرای بــــار یازدهـــــم غضنفـر          قرار گذاشت با یارش اون دور و بر

- بابـــــــای من بنّای ساختمونه          - بابای من داره سه چارتا خونه

- مـــامــــان من معلم و شاعره          یـــــکمی هم تو آشپزی ماهره

مـامـان من عشق مد و کلاسه          عاشـــــــق انگلیسه و فرانسه

- بــابــای مــن مــقیّد ِ نـــــمازه          - بابای من عاشق رقص و سازه

مهم اینــه که ما دو تا عاشقیم          - هر دو تا سرنشین یک قایقیم 

*** 

- ســـلام ثریا، بـــا تو ام همیشه!          - عاقبت زندگی مون چی میشه؟

بـــــه وصــــلت مـــا دوتا در نهایت          مــامــان بــابــا مون نـدادن رضایت

- راضی میشــن، اگـر نشن واویلا          آخــــــــه منم مجنون ِ تو، تو لیلا

- اگر نشن؛ مشغول زاری میشم          در میرم و دخــــــتر فراری میشم

- منم میگم یـا تو و یا هیچکسی          یـــا یــار تو یـــا یــاور ِ بی کسـی

می کشم اصـلن خــودم و آخرش          حتی اگه سخت باشه این باورش

***

ایـــــنا شـــدن تـــو دعـواها بــرنده          ســــر میگیـره عـــقد دوتا پـــرنده 

این دو تا عاشق واسه هم میمیرن          دستاشون و تو دست هم میگیرن

زنـــدگی شـــون قشنــگ و رؤیاییه          قلــــباشونم دو مـــرغ دریــــــاییه

 

***

شیش مــاهه بعد دادگاه خانواده،          گفـــــت بــه ثریـــا: - زنِ پـر افاده

جـــدا بشـــیم و قلبــم و شاد بکن          - مهرم حـــلال، جونم و آزاد بکن

- اول زنـــدگی چـــقدر قشنگ بود          -آخــرش اما دعوا بود و جنگ بود

- عـروسی مون از اول اشتباه بود          - عـــاقبت ِ زندگی مون سیاه بود

- من تو رو نشناخته بودم بد بودی          - تو امتــــــــحان زندگی رد بودی

- تناســـب من با تو آخه چی بود؟          - فالگیره نادون بودش و ناشی بود

طـــلاق گرفتن با خوشی و شادی          لعنـــــت ِ حق به غول بی سوادی

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مهر 1389ساعت 22:49  توسط علیرضا  | 

 

45FD31B-5C6E-11D1-9EC1-00C04FD7081F id=ricci width="32" height="32">